vorojak
مرا بهخودت گِرِه بزن
مثل سنگی به پای اهلِ غرق!
تا تَهِ دریا همپات میآیم...
saba74
گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم:
من رفتم، باهات قهرم، دیگه تموم، دیگه دوستت ندارم...!
وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس؟ غلط میکنی که میری! مگه دست خودته؟ رفتن به این راحتی نیست...!
اما نمیدانم چه حکمتیست که آدمی , همیشه اینجور وقتها میشنود: به جهنم...!
DizaiN
اگر نمی دانید که به کجا می روی به هیچ جا نخواهی رسید .
vorojak
باد که می آید
خاک نشسته برصندلی بلند می شود
می چرخد در اتاق دراز می کشد کنار زن .
فکر می کند به روزهایی که لب داشت ...
lovelyscorpion
به سختی
این روزهـــا دوباره
افکارم به سوی تــــو پر می کشد
سنگش نزن
تحمل کـــــن . . .
vorojak
روزی یک قدم جلومی آیم
روزی یک آجربالامی روی
ما هیچ وقت همدیگررا نخواهیم دید.
تو همیشه فراموش می کنی
برای قلعه ات پنجره بگذاری!
DizaiN
برای شروع باید باور داشته باشی که می توانی، سپس با اشتیاق تلاش کنی .