رمز عبور خود را فراموش کرده ام !





آخرین فعالیت ها


♥مهســـــــــــــــــــا♥
1328162500260219_large.jpg MaloOoOoS
مرا به تختم ببندید و تنهایم بگذارید ... هر چقدر هم نالیدم و فریاد زدم ، به سراغم نیایید ... من دارم او را ترک میكنم ... !!!

baran
vorojak
باران بیاید یا نیاید

من باشم یا نباشم

خاطرت باشد یا نباشد

دیگر تنهایی ام را با تو قسمت نمی کنم

حتی ناخوشی هایم را

و از ته دل به تو می گویم

نا رفیق مگر تو با من بودی؟

aram
araam
لحظه دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام مستم باز میلرزد دلم دستم باز گویی در هوای دیگری هستم ای نخورده مست لحظه دیدار نزدیک است مینویسم د ی د ا ر تو اگر بی من و مشتاق منی فاصله را بردار

★ܓفقط خدا حافظܓ☆
MILAD_1372
@narmin بگذار در قشنگ ترین اشتباه من آتش بگیرد از تو دل سربراه من روزی مگر خود تو دچارم نکرده ای؟ از چاله در بیا که بیفتی به چاه من

baran
vorojak
در ذهن آشفته ام مست
٬ به دنبال خاطرات تو می گردم تا با آنها کمی آرام بگیرم
راستی برایت بگویم از وقتی که رفتی
چشمهایم همانند یک کودک بچه خودشان را خیس می کنند
یادت هست وقتی که خیس می شدند...
با دستهای کوچکت روی چشمهایم می گذاشتی تا آرام بگیرند
٬ من که خوب یادم هست دیشب با همان چشمهای خیس پشت پنجره رفتم گفتم شاید تو٬
نمی دانم کجا٬ پشت پنجره باشی تا انعکاس صورت ماهت را در ماه ببینم
مثل همیشه که دلتنگت می شدم تا صبح نشستم اما نیامدی....

baran
vorojak
وقتی که تو بارانی می‌شوی در آسمان چشمانت غرق می‌شوم و فراموش می‌کنم که هوا پاییزی است. برخیز تا پنجره‌ها را به روی خزان ببندیم، بیم دارم خزان خاطراتمان را غارت کند. باغچه از حجم علفهای هرز سکوت انباشته شده. از خلوت کوچه دلم می‌گیرد و هنوز در انتظار بارانی شدن چشمانت هستم. هر چند که می‌دانم بارانی شدن، دل آسمانی می‌خواهد.

★ܓفقط خدا حافظܓ☆
MILAD_1372
@rahiminiya شنیده بودم…….. دارم!به اشتباه جای ((تو)) ی صمیمانه را با ((شما)) ی مودبانه عوض کردم ، به زبان گفتم چقدر((شما)) زیبا هستید… ولی در دل گفتم چقدر ((تو)) را دوست دارم

baran
vorojak
این نیز بگذرد....
مثل همه ی اتفاقات خوب و بد زندگی...
مثل همه دوست داشتنها که در ته صندوق خاک خورده زمان مخفی شد و گردی از فراموشی پوشاندش....
این نیز بگذرد....
مثل همه اشکهایی که در انزوا ریخته شد و هیچ کس نفهمیدشان....
این نیز بگذرد مثل همه بغض هایی که بی پروا گره کور خوردند و هیچ دست مهربانی هرگز بازشان نکرد....
این نیز بگذرد مثل گذر تلخ ثانیه ثانیه های تنهایی و بیقراری و دلتنگی برای اویی که میدانی باید تنهایش بگذاری ....
این نیز بگذرد مثل زندگی

★ܓفقط خدا حافظܓ☆
MILAD_1372
@narmin نه شاهزاده ی یونانی ام نه شاخه زیتونی بر دست دارم و نه مملکتی که پیشکش کنم تنها میدانم آآآآآآه ای خدای من !!… تو را دوست دارم

baran
vorojak
بغضـی كــ گلو را اذیتــ میكند میتركد
اشكــ هایی كــ در تلاشــ برای مخفی شدن هسـتند
شا نه هایی كــ خیـسـ باران شـدند
تنهـا میرود
منتـظر استـــ
منتظر دستانی كــ چـتری بالای سر او قرار دهند
منتـظر كسی استـــ كــ بر روی شانه اشـ بزند
و با یكــ لبخـند بگوید كـنارتـــ هسـتم نترسـ!
انتـظاری بیـهوده حكایتــ تنهاییستــ...!
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

چـه کـسـانـی ایـنـجـا هـسـتـنـد ؟

(308) کاربر


کـــاربــران مـحــبــوب

همه >>


گـــروه هــای فــعــال

همه >>